بازم ماه رمضان اومد...چه قدر روزا طولانیه...امروز که من داشتم از سر درد می مردم
...کاش ساعت ها را تغییر داده بودند...یک ساعت هم یک ساعته...البته به خاطر خوردن غذا نمی گم...من یه کم که چایی نخورم بدجور سردرد می گیرم...توی خوابگاه یه قوری (البته قوری که چه عرض کنم یه کتری دارم
) هرشب چایی درست می کنم و همش را می خوردم...البته بگذریم که تا صبح ۲۰ بار باید برم دستشویی...ولی بدجور به چایی عادت کردم...البته این غیر از چایی هایی که از تریای دانشکده بین هر درس و بعد ناهار می خرم
...بگذریم...امیدوارم این ماه رمضون ماه خوبی برام باشه و یه جورایی دختر خوب و سر به راهی بشم
...آمممممممییییییییین
...
![]() |
![]() |
![]() |



نوشته شده در ساعت 