الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام...این روزها واقعآ سرم شلوغه به خاطر درسا...اصلآوقت نمی کردم آپ کنم...گفتم بیام یه سری بزنم...آخه اصلآدرسا وقت نمیذاره برام...اوضاع من و آقای دوست پسر هم که اصلآ معلوم نیست چه جوریه...فکر کنم یه کوچولو فقط یه کوچولوها مشکل داره...یه روز یه حرف می زنه...روز بعد یه چیز دیگه ...خلاصه معلوم نیست چش هست اصلا...نمی دونم...دلم می خواد بهش فکر نکنم...ولی آخه دوسش دارم...آخه چرا پسرا این جورین...من که دیگه واقعا نمی دونم چی کار کنم...می دونم اگر بخوام بی خیالش بشم دوران خیلی سختی را در پیش خواهم داشت...نمی دونم اگه شماها تجربه ای چیزی در این مورد دارید بهم بگید...نمی دونم اصلا باهاش چه جوری رفتار کنم...همش دعوا می کنه...انگار من فقط باید هر چی میگه گوش بدم...انگار همه ی حرفایی که اون می زنه درسته...اه ه ه ه ه ه ه ...دارم دیوونه می شم...اونم تو این وضعیت و با این درسای زیادم شده قوز بالا قوز...البته من می خوام راه مسالمت آمیز را داشته باشم نه جدایی...واقعا نمی دونم...یه روز میگه قربونت برم...دوست دارم...یه روز میگه از رفتارات بددددددددم میاد...وای ی ی ی ی ی ی ی...من دیوونه نشم خوبه...اگه شما راه حلی به ذهنتون می رسه بگید...فعلآ...