الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

چند روز پیش که آقای دوست پسر اومده بود پیشم....یک بار که رفته بودیم پارک...صحنه های بسیار جالبی را دیدیم...ولی یکی از جالب ترین هاش این بود که یه دختر و پسر که دختره هم چادری بود آمدن پارک...البته احتمالا نامزد یا عقد بودند چون بهشون نمیومد که خلاف باشن...دیگه شروع کردند...حالا نبوس کی ببوس...خجالت هم نمی کشیدند...جالب بود که فکر هم می کردند که هیچ کس حواسش نیست...دیگه لب و از این حرفا...دختره هم که اصلآ دیگه ول شده بود...دیگه کار داشت به جاهای حساس می کشید...پسره داشت دستش به یه جاهای حساس نزدیک می شد...دیگه من و آقای دوست پسر هم که از خنده داشتیم می مردیم...2 تا پسر هم اون طرف تر داشتند با موبایلاشون فیلم می گرفتند از اونا...خیلی نامرد بودند...حالا خوب بود دختره چادر داشت و زیاد قیافش مشخص نبود...بعد هم 2 تا پسرا زدند به چاک...دختره و پسره هم حسابی حال کردند...تازه انگار به خودشون اومده بودند...دیگه دیدن اوضاع ناجوره بلند شدند رفتند...خوب معلومه دیگه وقتی حتی یه دختر با یه پسر که با هم ازدواج می کنند جایی ندارند که همدیگه را ببوسن و بغل کنن...این جوری هم باید بشه...الان یه جوری شده که آدم با شوهر خودش هم بخواد بوس کنه اما اگر عقد باشن انگار گناه کردن...البته همه نه...ولی من که توی جامعه این جوری زیاد دیدم...البته خوب خیلی ها هم توی خونه مشکلی ندارن...ولی خوب همه ی خانواده ها یه جور نیستن...برای همینه همه این قدر حریص شدند...به هیچ جایی هم نمی رسن...چون فکرشون از نظر جن سی و مسکن و ...آزاد نیست...حالا یه آدمی که این قدر نیاز های بی جواب درونش هست چه جوری می تونه مثلآ بره دنبال علم و پیشرفت و...البته من نمی گم همه برن از راه خلافش...من خودم مخالفم...من می گم باید شرایط برای دختر پسرا آماده باشه تا راحت ازدواج کنن...نه اینکه وقتی بخوان ازدواج کنن به جای اینکه اول شادی هاشون باشه اول بدبختی ها و غم و غصه شون و بی خانگی و بی پولی باشه...خوب همه که مایه دار نیستن...خدایا خودتون کمک کنید...