الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام...یه مدتی بود خیلی سرم شلوغ بود...یعنی هنوزم هست...به خاطر درسام...خیلی زیاد شدند...اصلا وقت هیچ کاری را ندارم...البته آنلاین می شدم ولی نمی تونستم آپ کنم...فقط نظرات را می خونمدم...البته من خیلی درس را دوست دارم...ولی دوست دارم اجباری نباشه...وقتی به زور باید برای امتحان خونده بشه یه جوراییه...روابط ما با آقای دوست پسر هم که هنوز معلوم نیست چه جوریه...یه روز حالش خوبه...یه روز بد...یه روز داد و بیداد راه می اندازه...یه روز میگه ببخشید...معذرت و از این حرفا...یه مدتیه ورزش می کنم...روزی 3 کیلومتر پیاده روی می کنم...غذام هم خیلی کم شده...یعنی اصلآ انگار وقت نمی کنم دیگه غذا بخورم...البته این خوبه...دلم می خواد زودتر این وزنی را که اضافه دارم کم کنم...میگن آدم هر چی هم لاغر بشه بازم انگار دوست داره لاغرتر بشه...حالا منم نمی دونم واقعا اضافه وزن دارم یا نه...دیگران که خوششون میاد...حالا نمی دونم اونا کلآ از این تیپ خوششون میاد یا اینکه من واقعا لاغرم...توی دانشگاه توی اتاق کامپیوتر می رم مسئول گرانقدر دستپاچه می شه...میرم تو اتاق استاد عزیز ازشون در مورد تحقیق سوال کنم...چنان من را تحویل می گیره که یه لحظه توهم می زنم نکنه یه کسی چیزی بودم تا حالا نمی دونستم و خلاصه این قدر هول میشه که زود سوال را می پرسم و می رم...آخه نشسته بود یه دفه تا وارد اتاق شدم چنان از جاش بلند شد که یه لحظه فکر کردم نکنه کسی پشت سر من اومده توی اتاق...خلاصه با کلی من و من کردن جواب را میده و یه لبخند هم نثار ما می کنه...آخه این استاد یه دو بار هم من سر کلاس دیر رفتم هیچ چیزی نگفت...حالا با بعضی بچه ها چنان برخوردی می کنه که آدم از زندگی سیر میشه یعنی اگه من جای اونا بودم شاید همون وسط آب شدم بودم رفته بودم توی زمین...خلاصه این آقای حدودآ 40 ساله هم مثلا می خواد بگه بله و از این رمانتیک بازیا...البته این رفتار ها برای من آزار دهنده هم هست...چون باعث می شه که کارام دیر تر پیش بره...چون وقتی این رفتار ها را می بینم خود به خود از طرفم بدم میاد...چون به نظر من دلیلی نداره که یه استاد یا یه مسئول چنین رفتاری نشون بده...البته در مورد بچه های دانشگاه هم همین طورم...نمی دونم اخلاقم خوبه یا بد...ولی من که کلا از این جور رفتارها خوشم نمیاد آدم را معذب می کنه...آخه استاد نمی گی ممکنه این بچه! یه سوالی چیزی بعد داشته باشه دیگه خجالت بکشه بیاد بپرسه...خلاصه...این روزها خیلی گرفتارم...البته از نظر درسی...حالا تو این شلوغی زده به سرم برم کلاس موسیقی...دوست دارم یه سازی برم که با روحیاتم سازگار باشه...یه ساز ملایم...نمیدونم چی برم...سعی می کنم از این به بعد زودتر آپ کنم...هنوز خیلی حرف نگفته دارم...فعلا...قربون همتون...